خرید بک لینک
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می رسم با تو به خانه از خیابانی که نیست می نشینی روبرویم، خستگی در می کنی چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است؟ باز می خندم که خیلی، گرچه می دانی که نیست شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست چشم می دوزم به چشمت می شود آیا کمی دستهایم را بگیری بین دستانی که نیست؟ وقت رفتن می شود با بغش می گویم نرو پشت پایت اشک می ریزم، در ایوانی که نیست می روی و خانه لبریز از نبودت می شود باز تنها می شوم با یاد مهمانی که نیست بعد تو این کار هر روز من است باور ای

برچسب: همه جا خانه یار است,همه جا خانه یار است چه مسجد چه کنشت,شعر همه جا خانه یار است, نویسنده: محمد شجاعی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 5:09

تو همیشه با منی و من در خیال تو شاید...دل هر چقدر تنگ تر شود فضایش را برای تو بیشتر میکند، تا فاصله هارا پررنگ تر، به فاصله ها نباید فکر کرد به خاطراتی باید فکر کرد که فاصله دیدار دلها را نزدیکتر و نزدیکتر.....نگاهی به نگاهت در گذشته عطر خاطراتی را تازه می کند که میتوانی ارا استشمام کنی با چشمان بسته و صدای نفسی را شنید که تپشهایی همانند سیلی باد بر اب میزند....با این همه خاطره حالا دیگر تو تنها نیستی با همه اون لحظه ها همه را داری ....

برچسب: نویسنده: محمد شجاعی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:56

سلام بر فریادهای فرهاد ، در دامنه کوههایی که شیرین را با وجود فریاد میزد.

برچسب: تقدیم به آنان که, نویسنده: محمد شجاعی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:56

صفحه بندی